خواجه نصير الدين الطوسي
137
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
فصل در معرفت حجر الظّفر « 1 » « و خواصّ او » « 2 » و آن را غروى « 3 » ( نيز ) خوانند 42 . و آن چهار نوع است سبز ، و سياه ، و سرخ ، و سفيد . و معادن او در چند جاى است « 4 » . ( و ) در خراسان سياه « 5 » بفال دارند . و اهل شيعه غروى « 3 » سفيد متبرّك دارند ، و به دو رغبت بسيار « 6 » كنند . و نقش بر هيچ سنگى چنان خوب نيايد « 7 » كه بر حجر « 8 » غروى . خاصّيّت « 9 » او آنست كه هركه « 10 » با خود دارد ، از بيماريها ، و و با « 11 » ايمن باشد ، و بر اعداء مظفّر گردد . فصل در معرفت حجر « 12 » گاويس و خواصّ او « 13 » . و آن سنگى است حيوانى و نوعى است [ از ] پادزهر ، شكل آن مدوّر « 14 » باشد . و لون آن « 15 » زرد مثل زردهء خايهء « 16 » مرغ ، و بغايت نرم باشد .
--> ( 1 ) - م : الطف ( 2 ) - تنها در ع : است ( 3 ) - ع : ب ، غرورى - ب : غزوى - م : عزوى - ج ، ن : غروى . ( 4 ) - ع : موضع است - ب : جاست ( 5 ) - ب : سياه را ( 6 ) - كلمهء ( بسيار ) تنها در ع : است ( 7 ) - ب : و بر هيچ سنگى چنان خوب نقش نتوان كرد ( 8 ) - كلمهء ( حجر ) در ج ، ن ، م : نيست ( 9 ) - ع : و خاصيت ( 10 ) - ب : خاصيت حجر غزوى هركه - ج ، ن ، م : خاصيت او هركه ( 11 ) - ب : از بيماريهاى وفا - ج ، ن ، م : از بيماريهاى و با - ع : از بيماريها و و با ( 12 ) - كلمهء ( حجر ) در م : نيست ( 13 ) - ع : كاويش و خاصيت آن ( 14 ) - ب : و شكل مدون ( 15 ) - ب : و رنگ او ( 16 ) - ب : تخم .